روز معلم

نمی دانم فلسفه نامیدن یک روز برای گروهی خاص به دلیل یاد آوری اهمیت آن است یا اینکه آن گروه و دسته چون چیزی ندارند لااقل روزی را به نامشان داشته باشند!

چند سال پیش حرفی از یک مجری تلویزیونی باعث جنجال شد و آن این بود که اگر در بین یک جمعیتی ،کسی را دیدید که در نهایت فقر ظاهری ست بدانید که شغلش معلمی ست !! این حرف گر چه موجب رنجش معلمین شد اما واقعیتی انکار نکردنی ست.غیر از  بخشی از معلمین که زندگی شان در واقع از محل دیگری اداره میشود و باز گروه اندکی که معلمی را به کاسبی و بعضی بالاتر به کلاه برداری تبدیل کرده اند، و این امر فقط در حرفه معلمی نیست، اما اکثریت آنها برای گذران زندگیشان سختی میکشند و در بین آنها تندیس های شرافتی پیدا می شوند که وجودشان باعث دلگر می ست .مانند آن معلم مریوانی که تمام فکر و ذکرش شاد کردن شاگرد ش شده بود و توانست با تراشیدن موهایش آن را انجام دهد یا آن معلم اطراف قم که چند ماه استراحت پزشکی داشت ولی برای این که شاگردانش متضرر نشود آنها را به منزل خود می آورد و درس شرافت میداد.

به شخصه این شغل را دوست دارم و اگر همه چیز آن بود که میخواستم حتما شغلم معلمی بود چرا که سر و کار داشتن با جماعتی که به علت خصوصیات سنی خود هنوز سالم و پاکند حتما لذت بخش است.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

عالیییییییی بود معلم خوب بودن هنره

علی

این وبلاگ حالا تبادل کنیم.

نازبوی

سلام عزیز ، الحق و الانصاف درست گفتید . راستش منم همیشه با شما هم عقیده بوده ام . راستی شما هم معلمید ؟

به لحظه های من بیا...

نیــازی بـه انتــقام نیـست ! فـقط مـنتظر بـمان .. آنـها کـه آزارت مـی دهند .. سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند .. و اگـر بـخت مـدد کنـد .. خــداوند اجـازه مـی دهد تماشاگرشان باشــی …!

مهدی

سلام من همیشه پی گیر مطالب شما وبلاگت هستم . مثل همیشه ی دونه ای .

مهدی

سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری اگه با تبادل لینک موافقی بگو تا دیر نشده

neda

ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﮒ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﻡ ﺗﻨﺒﯿﻬﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ " ﻫﻤﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .... ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺭﺍﻛﺸﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻧﻲ ﻧﺒﻮﺩ !!...

صادقی

سر جان دادن در پای تو جانان دارم خجلتم می کشد از روی تو تا جان دارم آفتابی تو و در پای تو ریزم چون صبح اینهمه کوکب اشکی که به دامان دارم جز رخ دوست در آیینه و آئینم نیست کفر اگر زلف تو باشد منش ایمان دارم