خود سانسوری

سالهای پیش بسیار بیش از این می خواندم و بسیار بیشتر از آن می نوشتم! و چون دبی ورودی بسیار کاهش یافت،طبعا دبی خروجی هم کاهش می یابد و بیش از این عامل کاهنده ، آنچه مانع مهمتری  است یک خود سانسوری بزرگی است که خود به خود می گویی  سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند!! و میگردی در بین هزاران دغدغه اصلی ذهنی چیزی پیدا کنی که وقتی بنویسی نه به جایی بربخورد و نه جوابگو باشی ، آنوقت نوشته هایت می رسد به چیزهایی شبیه اراجیف!!

خوب البته نوشتن هر اراجیفی هم میتواند زیبا باشد و شاید هم سورئالیستی!! پس اگر فشار تبعیض نژادی باعث تراش خوردن الماس بزرگی چون ماندلا شد.خود سانسوری هم باعث خلق مطالب بدیعی بشود!!

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

مطالبت خوتندنیست و قلو شیوایی داری ولی خیلی مختصر مینویسی گاهی مشخص نیست منظورت

ماشا

ی پا ئَه پامَه فه رار کَمْ بِچِمْ وِژِمْ هُمْرَنگِ شوگارْ کَمْ بِچِمْ سلام گرامی دوست من.. واتوره با (( گریز )) به روز است و منتظر دیدارت. نقد و نظر عالمانه جنابعالی مرا در راهی که در پیش دارم همراه خواهد بود.

مریم

ﻣﺜﻞ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﭘﺮ شده ﺑﺎﺷﺪ ، ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﺍﯼ !

پرند

سلام....مطالب خیلی خوبی دارین...خوشحال مسشم سری هم به من بزنی.[لبخند]

من ایرانیم

از اینکه به کلبه تنهایی من سر زدی ممنونم [گل]

دختر ارغوانی

سلام. [گل] ممنونم که بهم سر زدین. اول بپرسم آیا شما ملوانید؟ (سوال مهمیه) دوم اینکه همیشه نوشته هایی که از ذهن پریشان یا به قول شما اراجیف نویس تراوش میکنند بسیای بسیار جذاب تر از این حرف ها از آب درمیان! [لبخند]

گلبرگ

... الماس را از دل معدن بیرون می کشند ، از دل سنگ و گل و خاک ... مروارید از صدف های لای جلبک ها رخ می نماید و هیچ سنگی بدون رنج سنگ تراش صیقل نمی گیرد ... همین محدودیت هاست که قلم را می پزد و همین سختی هاست که از یک زن بی چیز جی کی رولینگ می سازد ، از یک آفریقایی بی نام و نشان ماندلا و از پسرکی غریب و گرسنه در کوچه پس کوچه های غربت پروفسور حسابی ... زیبا مینویسید ... شک نکنید که هیچ محدودیتی نمیتواند به نوشته هایی که از مغزهایی پویا بر می آیند نام اراجیف دهد ...

مهدی

lمطالبت بسیار قابل تامل است

sara

shoma kam benevsiid ham mohem nist mohem keifiate ke pa bar jast