من فکر می‌کنم

هرگز نبوده قلب من

این‌گونه

گرم و سرخ:

احساس می‌کنم

در بدترین دقایق این شام مرگ زای

چندین هزار چشمۀ خورشید

در دلم

می‌جوشد از یقین؛

احساس می‌کنم

در هر کنار و گوشۀ این شوره‌زار یأس

چندین هزار جنگل شاداب

ناگهان

می‌روید از زمین
/ 2 نظر / 5 بازدید
من و دوستم خدا

سلام [گل] وب خوبي داري [لبخند] خوشحال مي شم به منم سري بزني [گل][لبخند][گل] موفق باشي

رضا

متشكر موفق باشي