غربت

 روزگار غریبی ست نازنین

 مشکلات و رنج در  غربت ماندن همیشه وجود داشته و از دیر باز در ادبیات و اشعار بخصوص فلکوریک   جای خودش را داشته با وجود اینکه به دلیل نبودن وسایل مسافرت امکان بودن در مکانهای بسیار دورکمتر ممکن بوده است.

اما پدیده غربت در وطن شاید خیلی قدمت نداشته باشد.اینکه در جایی هستی وبا کسانی حرف میزنی یامیشنوی که با وجود زبان یکسان مادری حرف یکدیگر را نمیفهمید.چیز نوظهوری است.

احساس غربت در وطن کردن حتما سخت تر و دردناکتر است. 

شاید هم به قول اریستو فان وطن آدمی جایی است که در آن به شکوفایی می رسد.

اما متاسفانه خیلی ها اینک نه در غربت دل شاد و نه رویی در وطن دارند!

/ 4 نظر / 5 بازدید
FERiICE

سلام .... وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید ...... ما به مدیرانی مثل شما احتیاج داریم ... به ما بپیوندید .... www.fun4fa.net

نسرین عبادسبحانی

درود برشما این متن شما منو یاد یکی از شعرای خودم انداخت که واستون می نویسمش : بشتاب ای زمانه ای آنکه با تو عمری بی دغدغه به سر شد اینک زمان اندوه دلشوره ای دگر شد رفتی ز کوی من باز با صد غم و بهانه درتو اثرندارد این گریه شبانه بشتاب ای زمانه تا بگذرد خزانم کو دلخوشی که شاید درخاطری بمانم باید که بگذری عمر همچون شهاب آسمان چون ارزشی نداری دراین سرای و سامان درمن چه سوز و سازیست آه ای خدا تو دانی از آتش درونم بس قصه ها که خوانی خودسوزی دلم را هرگز کسی ندیده دل در میان جمع و خود از همه بریده باور نداری آری دل از تو هم بریدم همچون دلم غریب و بی کس کسی ندیدم نسرین عبادی

شبنم

قشنگ بود موفق باشی

محمد رضا

خسته نباشید با این متن های کوتاه ولی پر مفهوم و شیرین و زیباتر از ان شعری که توسط سرکار خانم سبحانی نوشته شده موفق باشید